خشم و هیاهو

مشخصات
خلاصه داستان: 

خشم و هیاهو فیلمی به کارگردانی و نویسندگی هومن سیدی و تهیه‌کنندگی سعید سعدی ساخت سال ۱۳۹۴ است.

این فیلم در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر برنده جایزه بهترین فیلمبرداری شد. هومن سیدی هم برای کارگردانی خشم و هیاهو جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کرد.

فیلم خشم و هیاهو از تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ در سینماهای ایران اکران شد و بیش از دو میلیارد تومان فروش داشت.

 

امتیاز داوران: 
بدون رای
امتیاز کاربران: 
بدون رای
یادداشت

خشم و هیاهو برداشتی آزاد از اثر همنام ویلیام فاکنر است که جان‌مایۀ واقعیت سیال را از آن گرفته. فرض در سیلان ذهن این است که مطلقی نیست و همین غلط فاصله‌اش را با سینمای دینی موجه می‌کند. سپردن قضاوت به مخاطب و زنده بودن روایت در ذهن بیننده، با عبرت‌آموزی و آنچه قصه‌های دینی به آن نظر دارند در تناقض است. قصه‌ای ساده، اما با ظاهری جذاب. یک روایت خوش‌فرم که حاوی غالب مؤلفه‌های جهان پست‌مدرن است. همان‌قدر که خوش‌ترکیبی دیدنی‌اش کرده، بی‌حکمی حل‌نشدنی ذات پست‌مدرن آن را بدل به یک پز روشنفکرمآبانه کرده است. ضعف عیان روشنفکری در این فیلم نمایش داده شده؛ اینکه طرفدار آزادی بیان است، ولی در نهان خود کار را به جایی می‌رساند که منجر به حذف افراد می‌شود.

محتوای فیلم حول خشم و شهوت است و نگاه مبتنی بر فضای ذهنی. خیانتی است که سرآخر منتهی به جنایت می‌شود. تمسخرهای دینی مثلاً در زشتی ادای لفظ صیغه، حضور دین تنها در لحظات سیاه، نیز تکرار فحش‌های جنسی و ناموسی، بخشی از علل فاقد بهداشت روانی بودن فیلم است. تماشای عصبیت‌ها و پلیدی‌های فیلم آرامش روانی را بر هم می‌زند. گویی سینمای اجتماعی صرفاً باید قبح و زشتی را نشان دهد و کارکردهای دیگرش موضوعیتی ندارد. البته اگر بدانیم هومن سیدی هم‌علقه با سینمای مستقل امریکاست، که سینمایی است معترض در آن دیار و الگوی جهان‌سومی‌ها، آنچنان نباید متعجب بشویم. نکته اینجاست که ما آنقدری غرق مدرنیته و لوازمش نشده‌ایم که چنان سینمایی ناقد اجتماع‌مان بشود. ولی از این هم چشم پوشیدیم، با روشن نبودن تکلیف گروه سنی چه کنیم؟

این بار فمینیسم مرسوم خود را هم در قالب مرد ستیزه‌گر و هم در پوشش زن ستم‌دیده نمایانده است. مردی که شخص نوید محمدزاده آنچنان از عهدۀ ایفای نقشش برنیامده است. سوا از ظاهر غیر جذاب، بیشتر به نظر می‌آید خسروی فیلم ضعیف‌النفس باشد تا خواننده‌ای محبوب. از آن‌سو نیز طناز طباطبایی برای نمایش یک بیمار روانی چیزی در چنته ندارد. شهوت و خشم یادشده خود را در محیط فلزی و خشن فیلم بروز می‌دهد. تراز بالای فنی خشم و هیاهو همین هماهنگی هنرمندانۀ شخصیت‌ها، طراحی صحنه‌ها، نورها و صداها با محتوای مورد اشاره است. تکیه بر مکتب بیان‌گرایی برای گفتن از احساسات ناب انسانی و پرهیز از خشکی و زمختی ناتورالیسم کاملاً مشهود است. برای افراط در تحقیر و تنفیر، و افزودن بار غم در بخش نهایی، به‌هنرمندی کار به سیاه و سفید کردن رنگ کشانده می‌شود. منطق فیلم‌های پست‌مدرن است که نابازیگر یارای بازی‌اش را ندارد و این قدرت بالای بازی‌گردانی کارگردان را می‌رساند. بستن قاب تئاتری و خوش‌قاب بودن اغلب صحنه‌های فیلم از دیگر موارد خوش‌فرمی خشم و هیاهو است. تدوین مناسب موجب شده بازگشت‌های فیلمنامه‌ای تکه‌های گم‌شده را کامل کند. جلوه‌های ویژه نیز، جز در ساختگی بودن بارش برف، نمرۀ قبولی می‌گیرد؛ گرچه همان برف نیز به‌ظرافت دلالت بر حال و هوای سردی روابط و پالایش و بخشوده شدن مظلوم فیلم می‌کند.

نمایش بیشتر
امتیاز امتیاز بدهید
نقد کامل
نقد کاربران (۰)
تصاویر مرتبط (۵)
فیلم های مرتبط (۰)